جمعى از نويسندگان
41
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
در آخر اين فقره حضرت استاد به اهميت فراغت قلب اشاره مىكند كه مايه كسب كليد گنج ها و در نتيجه سعادت آدمى است و در غير اين صورت با نهايت تضرع ، بايد تكميل عقل را درخواست نمود كه جز صاحبان خرد ، متذكر نمى شوند . و اين عبارت ايشان و ترتيب در بيان كه قلب را مقدم بر عقل كرد ، نشانگر اين معنى است كه در نظر اين استاد بزرگ راه دل مقدم بر راه عقل است . اللهم انّى اسئلك باسمك العظيم الأعظم الاعزّ الاجلّ الأكرم . . . در عبارت « اللهم » حضرت استاد با آنچه كه ديگران گفته اند ، مخالفت مى ورزد ؛ چرا كه ديگران گفته اند : اصل « اللهم » « يا الله » است كه « ياء » از اول حذف شد و به ميم مشدّده تبديل گشته است و اين در حالى است كه استاد خدا را دور نمى داند تا از ادات نداى دور ( ياء ) استفاده شود . حضرت استاد تكرار واژه هاى عظيم و اعظم و اعزّ و اجّل و اكرم را در عبارت « اللهم انّى اسئلُك باسمك العظيم . . . » دليل عظمت اسم الهى و نيز تكرار اين الفاظ متبركه را موجب آشكار شدن امورى براى سالك در سير و سلوك مىداند كه اول آنها عظمت توحيد افعالى است كه انسان در ابتدا با آن مواجه مىشود و به تماشاى آثار و مخلوقات الهى مى پردازد كه جهان و هر آنچه در آن است ، كارگاه خداوند است . و سپس عظمت توحيد صفاتى است كه اعمال و افعال الهى برخاسته از آن اوصاف است و سپس عظمت توحيد ذاتى است كه صفاتش عين ذاتش مى باشد . اين اسماء طورى هستند كه اگر به درهاى بسته آسمان خوانده شوند ، با تكيه بر رحمت خدا گشوده شوند . ايشان واژه « مغالق » را كه در متن دعا آمده است ، جمع « مغلّقه » معرفى مىكند كه براى مبالغه ، مشدّد شده است نه جمع غلق و اغلاق و جهت اين كار را تأسّى به قرآن مىداند ؛ چرا كه خداوند در سوره يوسف فرمود : « و غلّقتِ الابواب » « 1 » و ما بايد از اين تعابير قرآن بهره كامل بگيريم ؛ همانطور كه پيامبر به استناد اينكه در قرآن صفا جلوتر از مروه آمده است ، سعى خود را از صفا شروع مىكند . سپس استاد نمونه هاى ديگرى را حكايت مىكند : از جمله مردى به امام صادق ( ع ) از قول ابالحسن زرّاد مطلبى نقل كرد و آن حضرت ضمن تأييد سخن ايشان فرمود : زراد نگوئيد بلكه بگوييد : « السراد » چرا كه خداوند فرمود : وقدّر فى السّرد « 2 » ( گفتنى است كه زراد به معنى
--> ( 1 ) - يوسف ، 23 . ( 2 ) - سبأ ، 11 .